پنجشنبه 2 خرداد 1387

(هوالمحبوب)

چی شد نمیدونم... شایدم میدونم و خودم و به ندونستم میزنم. ولی...

از تمام آرزوهایم گذشتم
من وصیت‌نامه‌ام را هم نوشتم
عاقبت دوری رویش قسمتم شد
ای خدا من راضیم از سرنوشتم
***
از این قسمت خدایا داد و بیداد
فلک دوری رویش را به من داد
دعا کردم که هیچش کس نبیند
خودم کردم که لعنت بر خودم باد

 

پ.ن: از همه عزیزانی که ابراز لطف کردن ممنونم

چهارشنبه 18 اردیبهشت 1387

(هوالمحبوب)

تو شهزاد افسانه‌های منی
در اندیشه‌هایم همای منی

تو در درس عشقی مرا ابتدا
و در عاشقی انتهای منی

چهارشنبه 31 مرداد 1386

(هوالمحبوب)

شمیم کوی تو با من چها کرد
شکند موی تو موجی بپا کرد
خم ابروی تو شد رهنمایم
لب شیرین تو دردم دوا کرد

 

هلاک من به یک تیر نگاه است
حیاتم هم از آن عین سیاه است
چرا با او نگویم راز دل را؟
خداوندا مگر دوستی گناه است؟

 

زدم فالی به یاد خط و خالش
دلم آشوب شد چون دید فالش
حدیث وصل او با دیگری بود
در این بازی تقدیر... خوش به حالش

 

الف چون دال پیش قامت یار
ندیدم یک الف چون دال دلدار
چو بیش از این توان وصف او نیست
الفبا را به حال خویش بگذار

 

دوبیتی‌های من معنا ندارد
دلم جز بیت او ماوا ندارد
دلم مجنون صفت دنبال لیلی است
و مجنون جز بیابان جا ندارد

چهارشنبه 24 مرداد 1386

(هوالمحبوب)
شمیم کوی تو با من چها کرد
شکند موی تو موجی بپا کرد

خم ابروی تو شد رهنمایم
لب شیرین تو دردم دوا کرد

پنجشنبه 27 اردیبهشت 1386

(هوالمحبوب)
بگذار که با یاد تو آرام بگیرم
در خواب و خیالم ز کفت جام بگیرم
ناکام ز عشرت‌کده‌ها در دم مرگم
بگذار به رویا ز لبت کام بگیرم

پنجشنبه 13 اردیبهشت 1386
(هوالمحبوب)

هلاک من به یک تیر نگاه است

حیاتم هم از آن عین سیاه است

چرا با او نگویم راز دل را؟

خداوندا مگر دوستی گناه است؟

چهارشنبه 3 آبان 1385

(هوالمحبوب)

گیرند همه روزه و من گیسویش

جویند همه هلال و من ابرویش

از جمله این دوازده ماه فقط

یک ماه مبارک است و آن هم رویش

 

عید فطر مبارک

(با تشکر از دوست خوبم حسین معتمدی‌فر)

   1      2      3      4    >>